با سلام این وبلاگ برای سریال دونگ یی که از شبکه 3 پخش میشه برای شما عزیزان ساخته شده که توش قسمت های حذف شده قرار میگیره تا شما عزیزان از مضمون اصلی سریال آگاه بشین هرکس به این وب میاد نظر رو حتما بزاره بدون نظر بیرون نره با پایان سریال این وبلاگ بسته میشه
لطفا درخواستاتون رو برایم ارسال کنید
توضیحات مختصری تا اونجا که میدونم براتون میزارم بقیه مطالب زیر پست ثابت قرار میگیره:
همونطور که میدونین سریال دونگ گی دختری
که برای پدر و برادرش تله میزارن و پاپوش میدوزن و کشته میشن دونگ گی بعد
بزرگ شدنش در قصر در ابتدا برده کارگاه موسیغی بوده اما از غم که داشته
مینواخته و همین تلاش هاش باعث میشه که شاه جوان عاشقش بشه و اون به عنوان
یکی از همسران شاه شناخته میشه بانوی اول شاه که توی اتفاقات کشته شدن
دوران کودکی پدر و برادرش یا همون کشته شدن اشراف جنوبی دست داشته دست به
کارهای میزنه اول اینکه برای شاه یه پسر میاره و تمام تلاشش میکنه که اونو
به عنوان ولیعهد انتخاب کنه .شاه که عاشق دونگ گی هستش و به اون اهمیت خیلی
زیادی میده و این موجب حسادت بانوی اول میشه که پسرش و تحریک میشه که به
عنوان ولیعهد انتخاب بشه دونگ گی هم پسری باهوش از شاه رو به دنیا میاره که
بعدها همون پسر بیست و یک و مین امپراطور چوسان کره میشه.. کپی با ذکر منبع
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 11:33 ق.ظ |
نظرات()
دوستان قسمت 25 حذفی نداشت قسمت 26 در ادامه
.
.
..
.
.
.
.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 05:17 ب.ظ |
نظرات()
خوب تو قسمت 23 حذفی نداشتیم فقط این بود که دونگ یی مجروح میشه گم میشه
تو قسمت 24 اینا میشه برین ادامه
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 05:00 ب.ظ |
نظرات()
خوب اینم قسمت 22 از رویا جون بابت درخواست هاش ممنونم امیدوارم وبلاگمون رو دنبال کنی گلم
.
.
.
.
.
.
.
عکس ها و خلاصه در ادامه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 04:51 ب.ظ |
نظرات()
سلام دوباره بازم میگم بهم بگین تلویزیون دقیقا داستان تا کجا پیش رفته رو نشون داده منتظر جواباتون هستم خوب قسمت 20 خداروشکر ح.ذ.ف.ی نداشت میریم قسمت 21
در ادامه عکس ها و خلاصه
.
.
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 04:36 ب.ظ |
نظرات()
دوباره سلام امروز میخوام همرو واستون تا اونجا که میتونم بزارم اینم قسمت 19
.
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 03:12 ب.ظ |
نظرات()
دوباره سلام این پست ها پشت سر هم گزاشته میشه پس تو پست آخر نطراتتون بگین این قسمتم همرا ه عکس ها و خلاصه در ادامه
.
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 03:08 ب.ظ |
نظرات()
سلام ببخشید دوستای محترمم که انقدر دیر شد خواستم بگم بابت درخواسستتون ممنون و یه چیز دیگه مطمعنین تا قسمت پست آخر تعریف کنین آخرین باری که دونگ یی رو دیدین داستانش چی بود یعنی تا اون قسمتی که داده داستان اون قسمت که آخرین بار دیدین بهم بگین تا اون قسمت رو براتون بزارم آخه قسمت های دونگ یی با تلویزیون فرق داره منتظر نظراتتون هستم
اینم قسمت 17
در ادامه مطلب
.
.
.
.
.
.
.
.
نظراتتون هم بگین
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز چهارشنبه 12 مهر 1391 در
ساعت 02:53 ب.ظ |
نظرات()
تو این قسمت ح.ذ.ف.ی داشتیم اول اینکه اون دختره که
قبلا دوست دونگ یی مزاحمش شده بود اینجوری یقشو گرفته .. بعدش شاه که نگران دونگ
یی بود وقتی فهمید مساله رو حل کرده خوشال شد بعد مکالمه بین شاه و بانو جانگ
کاملا ح.ذ.ف شد و جریان اینه که بانو جانگ
میگه تو عاشق دونگ یی شدی شاهم میگه چی میگی اصلا .. بانو جانگم میگه به احساست
مطمعن نباش .. بعدش شاه میره تو فکر که نکنه عاشق دونگ یی شدم اینجا هم ملکه داره
با مادر شاه سر بچه دار نشدنش صحبت میکنه اینجا هم واسه بانو جانگ جشن گرفتن شاه
بهش میگه میخوام صیغه اصلی ت کنم
عکسا ادامه برو
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 07:42 ب.ظ |
نظرات()
تو این قسمت14 فقط دونگ یی بعد اینکه چونسو رو دید بقلش کرد
عکساش تو ادامه
تو قسمت 15 هم دونگ یی میدوه از دست اون چینی ها فرار
میکنه بعدش میاد مثلا فک میکنه شاه اسره دستشو میگیره بعدش میفهمه اون شاهه دستشو
ول میکنه تو اینجا هم دونگ یی نشسته یادش میاد که رفته بوده رو کمر اون درواقع چون
شاه بوده حالا داره از ناراحتی با خودش سرزنش میکنه تو اینجا شاه دستور میده دونگ
یی رو ببینه دونگ میره بهش احترام میکنه با لفظ قلم حرف میزنه شاه میگه دستور میدم
دیگه اینجوری حرف نزنی من و تو دوتا دوستا صمیمی بشیم و بهم نگاه کن...تو اینجا هم
دوستای دونگ یی فهمیدن افسره شاهه فک
میکنن کارشون تمومه کلی مست میکنن
عکساش تو ادامه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 07:36 ب.ظ |
نظرات()
تو قسمت 12 فقط این لاتا دور هم جمع شدن که اون یارو ریئس دفتر خونه موسیغی و
پسر لاتش و برادر بانو جانگ با گیشا ها دور هم جمع شدن دارن لاس میزنن
عکساش تو ادامه مطلبه
تو قسمت 13 شاه خودش دوباره شکل افسر درمیاره که بره
دونگ یی رو ببینه میره پیشش جریان امتحان بود شاه به دونگ یی میگه بیا بهت بگم پیا
رو بخون بهش میگه.. اینا هم شاه یاد دونگ یی میوفته که جولوش کم اورده بود چون هنر
های رزمی بلد نبود تصمیم میگیره که یاد بگیره
عکسا تو ادامه مطلبه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 07:34 ب.ظ |
نظرات()
تو قسمت 10 ح.ذ.ف.ی خاصی نداشتیم فقط اینکه مادر بانو
جانگ داروی رو اورده بود که بانو جانگ زود حامله بشه اما بانو جانگ نخوردش بعد
همون شد سوژه ای برای ملکه که پشت بانو جانگ پاپوش درست کنه بانو جانگم یکی از
صیغه های شاه هست که شاه علاقه شدیدی بهش داره میخواد اونو صیغه اصلی کنه ملکه و
مادر شاه مخالفن اما ملکه زن مهربونیه شاهم میفهمه بانو جانگ زندانیه میره پیشش
میگه چون دوست دارم نمیتونم ازادت کنم به خاطر شاه بودنم مجبورم از قوانین پیروی
کنم هردو عاشقانه بهم نگاه میکنن
عکساش تو ادامه
تو قسمت 11 اون مرده که دوید خونه دوست دونگ یی بهش
پول داد تا قایم بشه یه عده دنبالش بودن برادر بانو جنگ بود به این خاطر دنبالش
بود که با ز.ن. اون یارو که دنبالش بوده خ.و.ا.ب.ی.د.ه. بوده و بعدش نجات پیدا
میکنه تو اینجا دونگ یی دوستاش فک میکنن که شاه همون افسره میرن باهاش شراب میخورن
که دوستای دونگ میگن شاه خوشگله از دونگی میپرسن اونم از شاه خوشش میاد که دونگ
میگه نه من از مردای سبزه خوشم میاد شاهم نگاهش میکنه انگاری دلخوره
عکسای قسمت 11 تو ادامه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 07:24 ب.ظ |
نظرات()
تو قسمت 9 شاه داشت از کنار دفتر خونه موسیغی رد
میشد که دوباره صدای موسیغی که دفه قبل شنیده بود بهش جدب شده بود شنید و به سر
مباشرش گفت که به نظر همون صدا میاد در واقع شاه عاشق شیفته این صدای موسیغی شده
که بعدا تاثیر زیادی تو عشقش به دونگ میزاره که بعدا توضیح میدم دونگ یی هم یاد
داداش و باباش افتاده داره مینوازه گریه میکنه.. تو داینجا این پسره لات که پسر
وزیر جنگ که موقتا تو دفتر خونه موسیغی رئیس شده تو قسمت های قبل دونگ گی رو دیده
بود ازش درخواست کرده بود که باهاش ه.م.خ.و.ا.ب.ه بشه دونگ یی قبول نکرده بود اونم
عاشق دونگ گی شده بود همرو به چشم دونگ یی میدید اینجا هم این زنه رو به چشم دونگ
یی دیدش خنده دار اینجاش بعدش صحنه اون دوتا دوستا های دونگ یی که بهشون میگه
قربان نشستن دارن غدا میخورن که دوتا زن میبینن که بهشون داره اشاره میکنه و میرن
نزدیکشون چون فک میکنن اون زنا با اینکار قصد و منظوری داشتن و لی بعدا میفهممن که
اونا بانوهای بازرسن خوب ح.ذ.ف.ی.ا.ت قسمت9
عکس ها در ادامه مطلبه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:
آزاده جون 
روز دوشنبه 2 مرداد 1391 در
ساعت 07:17 ب.ظ |
نظرات()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)